محمد رضا واليزاده معجزى

108

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

خاك خود براند . نتيجه اين اقدام اين بوده كه آنها به محض ورود به پيشكوه به كمك ساير طوايف در محل محاصره لشكر شركت كرده و پادگان را تسخير نمايند . والى در جواب قسمت اول گفت ياساى خانوادگى من اطاعت از دولت است نه جنگيدن با او و من بر خلاف سيره اجدادى خود رفتار نمىكنم . در جواب قسمت دوم گفت : من يك نفر لرستانى هستم و با لرستانيان طرفيت نخواهم كرد . در جواب پيشنهاد سوم راجع به تاراندن بيرانوندها گفت اينها مردمانى هستند كه از ترس جان خود از پيشكوه فرار كرده و به من پناهنده شده‌اند و من به آنها ( بخت ) داده‌ام با اين وضع وجدان من اجازه نمىدهد طايفه‌اى را كه نزد خود پناه داده‌ام ، بتارانم « 1 » . آقاى شهاب بعد از دريافت اين جوابها به او مىگويد : « آقاى امير جنگ با اين سياست عجيبى كه شما در پيش داريد كه نه به « 2 » دولت كمك مىكنيد و نه مخالفت و نه با راندن بيرانوندها موجبات سقوط لشكر را فراهم مىسازيد ، خاطرتان جمع باشد كه اولياى دولت همه اين ياغيگريها و كارهاى ضد دولتى را به حساب شما مىگذارند و سرانجام تلافى و انتقام آنها را از شما خواهند گرفت » . والى در جواب گفت : اينها را خود من هم از پيش دانسته و خود را آماده عقب‌نشينى به خاك بغداد كرده‌ام . اين زمينهاى پر از گچ صيمره به دولت ايران ارزانى [ باد . ] شاه‌بختى پس از اينكه از رسيدن نيروى كمكى از تهران و مساعدت والى پشتكوه و نامه‌هاى ميرزا رحيم خان معين السلطنه مايوس شد به خيال تخليه خرم‌آباد افتاد . شاه‌بختى مىخواست خرم‌آباد را تخليه سازد معين السلطنه و سايرين مانع شدند چون معين السلطنه نايب الحكومه خرم‌آباد و هميشه طرف مشورت با فاتحين لرستان بود ، لذا شاه‌بختى نمىتوانست چنين كار مهمى را از وى پوشيده دارد . فرضا اگر فرار آنان هم مصلحت بود ، باز بدون راهنمايى و هدايت و كمك معين السلطنه و ساير مشاورين لشكر مانند شير محمد خان سگوند و خيلى از خوانين خدمتگزار كه براى پيشرفت منظور لشكر دائما در

--> ( 1 ) . غلامرضا خان والى به هركس تامين مىداده مىگفته است به فلان شخصى يا فلان طايفه ( بخت ) داده‌ام . از خصوصيات اخلاقى مرحوم والى اين بود كه هرگز از قول خود برنگشته و عهدشكنى را بزرگترين گناه مىدانسته ، روى اين پايه قول و لسان والى در نزد لرستان اهميت فوق العاده داشته است . ( 2 ) . اصل : با .